***کوشیدن ، جستن ، یافتن و هر گز تسلیم نشدن ، راز موفقیت است ***
آگر به دنبال تجربه زندگي در خارج هستيد اگر رتبه علمي دانشگاه برايتان مهم است اگر مايليد انگليسي را در محيط بياموزيد پس هندوستان بهترين انتخاب شماست تاريخچه معلم كلام مجيد الهي شاهد برآنست كه نخستين آموزگارو معلم آدم، خود اقدس الهي حضرت- خداوند تعالي است.همچنان دانشمندان تعاليم اسلامي عقيده دارند كه حضرت آدم (ع) و حضرت حوابا پيداشدن دو فرزند خويش هابيل و قابيل كار تربيتي خويش رآغاز كردند. پيامبر آخرين مسلمين حضرت محمد (ص) نيز از اولين معلمان است كه توانست در ظرف ده سال در پهلوي همه مشكلات وقت كه داشت از ميان جهل وحشتناك جامعه عرب باديه نشين بزرگترين نوابغ دنياي تفكر،تعقل،تقوا و عمل رابه جامعه بشري تقديم نمايد. در ميان استادان بزرگ بشريت سقرات رامعلم اول ميدانند زيزااو براي نخستين بار راه و رمز زندگي رادرك ميكند و به شاگردان خود چون افلاطون و گزنفون مي آموزاند. از اولين عملي كه نخستين مادر براي هدايت گام هاي اوليه خويش انجام داد تا عالي ترين دوشهاي كه بعد ها استادان دانشگاه براي تعليم و تربيت دانش جويان انجام داد، همه و همه ما را به اين نتيجه ميرساند كه از همان آغاز خلقت بشر معلم وجود داشته است و نقش آن بااهميت بوده است مقام و حيسيت معلم در جامعه و ابعاد تاريخ بشر به حدي واصخ و هويدا است كه اصطلاح و عنوان ديگر نسبت به آن نزد جامعه بشري از آشنايي و معرفت برخردار ميباشد. سعادت هاي مادي بشري در درازاي تاريخ وام دار احسان معلم پنداشته شده است و اين همه حاكميت علمي و تخنيكي انسان بر عالم و نتيجه هدايت و ايثارومعلمين و آموزگاران ميباشد .علماي معاصر معلم راطراح سازمان هاي تعليمي ،ارزياب ميزان يارگيري ،ايجادگر محيط آموزش عاري از ترس و نگراني خوانده و عقيده دارند كه در چنين فضاي سالم است كه شاگردان و افراد ميتوانند باحقايق زندگي آشنايي و سازگاري نمايند.معلم ميكوشد آمورندهگان رادر جريان قضايايي قرار دهند كه براي آنها اصالت و واقعت دارد.راه و رسم زندگي را به آنها تحميل نكرده بل آنها ميگزارند راه اصل و صحيح را خود شان جستجو و در يابند.به اين شيوه شاگردان از محيط سالم و ابگيزاننده برخردار گرديده به مفهوم آزادي، خود رهبري، حقوق و مسعوليت پي برده و معلمين در هر جامانند سياستمداران نقش مهم دارند ممكن مشكلات موجود رابه صورت اتوماتيك و فوري حل نكنند ولي بدون ترديد به بسياري از آنها كمك خواهد نمود. معلمين نقش بسا قابل احترام را در هر جامعه دارا ميباشد، چون معلمين افكار و تمايلات شاگردان و مردم را از هر كسي بهتر درك نموده و بدون مشكلي آنرا تشريح مينمايد كه اين خود سبب تفاهم و يك پارچگي و وحدت ملي ميگردد. معلمين مقام والاي در ترقي و پيشرفت هر جامعه دارد، اهميت معلم امروز بر اين است كه از يكطرف در همان مسند و مقامي قرار دارد كه خداوند آنرا شايسته خود و فرستاده گان و برگزيده گان خود دانست و اين شايستگي رابه پيامبران خويش به امانت سپرد و به همين ترتيب تا به معلم امروز رسيد و تحويل داده شد.از جانب ديگر عظمت و جلال معلم امروز در اين است كه او قادر است با توان مندي هاي كه دارد آدمي را با همان ضعف ها و ناتوانايي هاي خاصي كه در هنگام تولد با خود دارد به انساني مبدل سازد كه بتواند و ميتواند. لذا حق معلم بر ما بساست! از جمله حقوق مهم اجتماعي كه بايد والدين و مربيان به آن توجه داشته باشند حق معلم است. كسي كه عهده دار آموزش و تربيت كودك است،شايسته است كه همواره بررعاي احترام معلم وبزرگداشت او تاكيد كنند و آنرا به كودك تذكر دهند،تا كودكان تربيت اجتماعي مناسب بر مبناي رعايت آداب اجتماعي در مقابل كساني داشته باشند كه بالاي آنها حق تعليم و تربيت و راهنمايي دارند،خصوصيات معلميني كه به صفت نيكي و تقوا آراسته هستنند. مربي و معلم اول اسلام حضرت محمد(ص) سفارش هاي ارزشمند و رهنمود هاي بسيار سودمندي در ارتبات با بزرگداشت علما و احترام به معلمين به امت خويش تقديم كرده اند؛تا به مردم بياموزند كه فضيلت و ارزش معلم چيست؟ و كسي كه از علم و دانش آنان بهره ميگيرند چي وظيفه در مقابل شان دارند و چگونه ادب شاگرد بودن را رعايت بكونند؛ همچنين آنحضرت (ص) ميفرمايند: :«علم بياموزيد» و آرامش و وقار علمي را نيز ياد بگيريد و نسبت به كسي كه از او علم ميآموزيد توازيع داشته باشيد. در جامعه كنوني افغانها معلمين در آن موقعتي نيستند كه شايد در كشور هاي ديگر معلمين دارند؛ در افغانستان معلمين داراي مشكلات فراواني در عرصه هاي مختلف هستنند از جمله يكي هم مشكل اقتصادي آنهاست، شايد دليل بر اين است چون كشوري مانند افغانستان كه بيش از 30سال جنگ خانمان سوز را پيموده است داراي مشكلاتي باشد. كشور باستاني افغانستان از گذشته ها داراي مشكلات فراواني در عرصه هاي مختلف چون امنيت،اقتصاد،آموزش و پرورش،نبود زمينه كار براي مردم و صد ها مشكل ديگر كه از جمله يكي هم مشكل اقتصادي معلمين در اين كشور است. در افغانستان معلمين از جمله اشخاصي به شمار ميروند كه خطر اقتصادي معمولً متوجه شان بوده و از صدمات اقتصادي متضرر اند همه اين مشكلات در برخي مناطق اين كشور نه بل در تمام ولايات يكسان ميباشد، كه از جمله يكي هم شهر ميمنه مركز ولايت فارياب است، فاصله اين ولايت از كابل كه مركز افغانستان است بيشتر از 800 كيلو مترمربع بوده به همين منظور قيمتي اجناس چون مواداوليه غدايي، پوشاك و صد ها مشكل ديگر دامن گير مردم وبه خصوص معلمين در اين ولايت است. با آنهم معلمين در افغانستان با درآمد باچيز آماده خدمت براي نسل آينده اين كشور اند. معلمين در اين ولايت از وضعيت خوب اقتصادي برخردار نيستند، لذا آنها شاكي از مشكلات اقتصادي ايشان بوده و دولت را مقصر ميدانند. از جمله معلمين در اين ولايت يكي هم معلم ادريس است، او در يكي از مكاتب دور از شهر كه فاصله آن از خانه او بيشتر از 3 كيلو متر است مشغول وظيفه معلمي ميباشد. او ميگويد: اين تنها مشكل من نيست بلكه از تمام معلمين در اين كشور است، حتي من نميتوانم با درآمد ناچيز معلمي يك پايه بايسكل به خاطر رفت و آمد به مكتبم بخرم، او ميافزايد: دولت بايد در اين باره تصميم بگيرد و مشكلات مردم درك نمايد، همچنان معلم ادريس با اظهار اين مطلب، كه اگر من در جاي ديگري وظيفه با در آمد بيشتر پيدا نمايم حاضرم وظيفه معلمي را ترك گفته و به آن اقدام نمايم. نه تنها معلم ادريس در فكر چنين كاري است بلكه تعداد بيشتر از معلمين در اين كشور در فكر چنين عملي هستند. اما مسولين معارف مشكلات معلمين را در اين ولايت درك نموده ميگويند: مسولين و پرسونل وزارت معارف نه تنها در ولايت فارياب بلكه در تمام نقاط اين كشور چنين مشكلي را دارند، و راه بيرون رفت از اين كار بلند بردن معاش معلمين و استخدام معلمين با تجربه و پر كار است، و بايد دولت و جامعه جهاني تصاميم لازم را در باره مشكلات اقتصادي افغانها و به خصوص معلمين بگيرند. همچنان مسولين معارف با اظهار اين مطلب كه در آيند نزديك وزارت معارف با كمك جامعه جهاني در نظر دارد معاشات معلمين را در سطح كشور نظر به سويه علمي آنها الي 25 هزار افغاني بالا ببرد. اين پيسشنهاد اميد وار كنندهً است، وزارت معارف شايد با انجام اين كار تا حدي به مشكلات اقتصادي معلمين در اين كشور رسيدگي كرده بتواند تا باشد كشوري چون افغانستان كه طي بيش از 30 سال جنگ و خانمان سوزي در آن مستقر بود از فيض علم به كمك معلمين زحمتكش اين خاك چراغ علم و معرفت در اين كشور، نسل آينده را به سوي روشنايي رهنمايي كنند. چناكه اشارت رفت جامي از شاعران سخن پردارزي است كه در مطالعه و بررسي شعر شاعران پشين اهمتام فروان دراشته وبه شاعران گذشته كه از آنان به گونه پيروي كرده به شايسته كي نام مي برد و به غزلي كه نظر به غزل ها كمال خنجذي داشته اشاره مي كند و مي گويد چشم تو صياد است و سر زلف دال با تواز آن هردو مرا هر خيال جامي از آن لب سخن آغاز كـرد شد لقبش طوطي شرين فـــــعال يافت كمالي سخنش تا كرفت چاشتي از سخناني كمــــــــــــــال ب) مقام شاعري جامي جامي از آغاز كودكي آثاري ذكاوت و استعداد به حد در ناحيه اش هويدا بود وي مقدماتي ادبياتي فارسي و عرب را از نزد پدرش اموخت و سپس به مدرسه نظاميه هرات كه از مراكز بزرك علم و ادب بود وارد كرديد و به تحصيل علوم ادبي پرداخت و نيز مدتي از محضر خواجه علي سمرقندي ومحمد جاجرمي كه از دانشمندان بزرك زمان خود بودن استفاده نمود و سپس به همراهي پدر از هرات به سمرقند رفت و در آن ديار كه از مراكز ي بزرك علوم ادبيات فارسي بود به كسب ادب و دانش پرداخت و نيز در حوزه و درس فتح الله تبريزي راه يافت و چندي نگذشت كه در علوم ديني وتاريخ و ادب به درجه و كمال رسيد .و شهرت اش در آن شهر روز افزون گرديد . (2) جامي سالها در سمرقند و هرات با استفاده ازا ستفاضه داشت تا اينكه در اثر خواب كه ديد پاي به عالم عرفان نهاد و به سير و سلوك در رفتار و پيروي مرشدان چون سعدالدين محمد كاشفري نقشبندي و خواجه علي سمرقندي و قاضي زاده رومي را شعار خويش ساخت و در راه رياضت گام نهاد و چندان به مقامات معنوي خويش افزود كه به مرتبه ارشاد رسيد و پس از وفات مرشدش سعدالدين محمد كاشفري كه خليفهء نقشبندي بود جانشين او گرديد و بر سند ارشاد تكيه زده از اين پس شهرتش در روزگار خود خود ثايع گرديد . و كوچك و بزرك وي را مي مستودند و گرامي مي داشتند و درصدر مجلس خويش جايش ميدادند . گويند :( سلطان حسين بايقرا مدرسه و در هرات ساخت و روز افتحاح مدرسه در حهن آن جشن عظمي برپا كرد و در گرداگرد مدرسه براي وارين بر حسب مقام و درجه محل ها تعيين شده در صدر محلي براي سلطان و شهزاده گان وزراع و در قسمت براي مردم معلوم گشت در يك قسمت تخت شاهي جاي جامي و در جانب ديگر امير علي شير بايستي نشتده ناگهان جامي از در آمد و به واسطه ضعف و ناتواني درج نتوانست خود را به صدر مجلس برساند در پايين مدرسه محلي كه خالي از جاه و جلال بود انتخاب كرده وبر زمين نشت در اثر آن وضع مجلس بر هم خورد و ذيل ان صدورصدرتش ذيل شد و ويز شاهزادگان در پيرامون او جا گزيدند ) جامي در سال 877 ه ق هنگاميكه شصت سال داشت به قصد زيارت بيت الله از هرات حركت كرده پس از دو ماه به بغداد رسيده ودر آنجا دوره آزاد مردمان جاهل و متعصب قرار گرفت ليكن از اين پيش آمد رنجيده خاطر نگريده و آن را شايسته گفتگو ندانست و گفت بگشاي ساقيا بلب شط سر سبــــــــــــوي وزخاطرم كدورت بغداديان بشوي مهرم بلب نه از قدح مي كه هيچـــــــــيك زانباء اين ديار نيرزز بگفتگوي در راه عشق نه زاهد و سلامت نمي خرند خوش آنكه با جفا و ملامت گرفت خوي جامي مقام راست روان نيست اين زمين برخيز تا نهيم بسوي حجاز روي و بود از آن از بغداد بسوي نجف روي نهاد و به فيض زيارت مولاي متقيان علي نايل و درآنجا قصيده به مطلع زير در مدح آن حضرت سرود: اصبحت زائراً لك يا شخته النجف بهر نثار قدم تو نقد جان بكف و سپس از نجف بسوي مدينه نبي(ص) حركت كرد و پس از زيارت مشهد مطهر رسول خدا( ج) در آنجا تركيب بندي در ستايش پيامبر به مطلع زير سرود: ماه معين چيست خاك پاي محمد حبل متين ابقهء والاي محمد(1) بعد از آن به سوي مكه روان شد و روز ششم ذي الحجه به شهر مكه وارد گرديد،پس از ادامه مراسم حج از راه شام بازگشت و مجدداً به مدينه شريف شد، وي تصميم داشت كه مستقيماً به هرات بازگردد ليكن بواسطه و خواهش و تمناي امير حسن بيگ آق قويونلو حاكم آذربايجان بسوي تبريز حركت كرد و با احترام فراوان به آن شهر وارد شد و در حدود يك ماه در تبريز اقامت كرد . و مهمان نوازي و مهرباني ها بسيار از اهالي آن ديار مشاهده نمود و به يادگار آن سفر غزلي سرورد كه در مقطع آن اين بيت آمده است : زحج برگشته جامي در خراسان داشت روي اما رهش زد در ميان عشوه خوبان تبريزي (2) سپس از راهي ري به خراسان برگشت ودر 13 هم شعبان سال 878 ه ق به هرات وارد گرديد . ناگفته نماند كه جامي هنگامي باز گشت از حج سلطان محمد فاتح سلطان عثماني و ملك الاشراف پادشاه مصر در قلمرو خود فرمان دادن كه در حق وي اعزاز و اكرام لازم مرعي كردد و جهت اسايش مولانا اقدامات لازمه به عمل آيد و حتي سلطان محمد فاتح ، عطاوالله كرماني را به مقدار اشرفي نقد ووعده ء مبلغ اشرفي ديگر به شام فرستاد 1) جامي ، عبدالرحمن ، نفحات الانس ، ص 158 2) جامي ، عبدالرحمن ، نفحات الانس ، ص 158 تا جامي را بروم برد و مردم آن گشور را از فيض صفور ان بهره مند نمايد ، ليكن پيش از ان كه خواجه به شام آمد . مولانا از راه حلب به طرف تبريز حركت نموده بود . ميتوان گفت كه جامي از بزرگترين شعراء و ادباء و استادان تصوف قرن نهم هجري قمري و اخيرين شاعر بزرگ مكتب تصوف است . وي نتها در شعر بلكه در فنون ادب و تاريخ علوم دين و حكمت نير استادي شايسته توده است و از اين نظر در ميان ديگري گو يندهگان مقام خاصي داشته است . وي در دوران حيات خود همواره مورد توجه وستايش خاص وعام مردم بوده و آن اندازه كه او در نظر پادشاهان و امراء و بزرگان مردم قدر و منزلت داشته است تا آن زمان هيچ يك از گوينده گان دارا نبوده اند. امتياز مخصوص جامي از مرتبت و مقام است كه وي در عالم عرفان و تصوف بدست آورده و قطب پيروان طريقت بوده است. تاثير افكار و اشعار جامي نه تنها در خراسان بسيار بوده و بزرگاني چون:سلطان حسين بايقرا و امير حسن بيگ آق قويونلو و سلطان يعقوب آق قويونلو و بابر و جهان شاه آق قويونلو و امير عليشير نوائي و دولت شاه از ارادتمندان و شاگردان مكتب وي بوده اند بلكه در هندوستان و خصوصاً در افكار و ادبيات عثماني نيز بسيار بوده است و حتي پادشاهان بزرگ عثماني مانند سلطان محمد فاتح و فرزند وي بايزيد ثاني ارادت خاصي به مولانا داشته اند و با او مراسله و مخابره مي نموده اند. عاجز از تعداد اوصاف كمال اوست عقل انجم گردون شمردن كي طريق رهرو است 1-جامي ،عبدالرحمن ،نفحات الانس ، ص 159
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Melody |


